معنی لیاق
5 بازدید
[ لِ ] (ع اِ) شعلهٔ آتش. (منتهی الارب). || آب دوات. (مهذب الاسماء).[ لَ ] (ع اِمص) پایداری و ثبات در امور و همیشگی بودن در آن. || (اِ) چراگاه و منه: ما بالارض لیاقٌ؛ یعنی چراگاهی نیست در آن. (منتهی الارب). مرتع. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «لیاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر