معنی لیاخف
5 بازدید
[ خُ ] (اِخ) صاحب منصب قزاق که مجلس شورا را او بمباران کرد به امر محمد علی شاه، و عده ای از آزادی خواهان را بکشت.
کلمات همقافیه با «لیاخف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خف» برای سرودن شعر