معنی لگدزن

معنی واژه لگدزن

4 بازدید
[ لَ گَ زَ ] (نف مرکب) رَکّال. جفته انداز (و آن عیبی است در اسب و استر و غیرهما): ترف عدو ترش نشود زآنکه بخت او گاوی است نیک شیر ولیکن لگدزن است. انوری. چه نیکو زده ست این مثل پیر ده ستور لگدزن گرانبار به.سعدی. مشت بر اعمی زند یک جلف مست کو بپندارد لگدزن استر است زآنکه آن دم بانگ استر می شنید کور را آیینه گوش آمد نه دید.مولوی. آن گربهٔ مصاحب بابا از آن تو این استر چموش لگدزن از آن من. وحشی.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید