معنی لگام خائیدن

معنی واژه لگام خائیدن

4 بازدید
[ لُ / لِ دَ ] (مص مرکب) اَلک. (تاج المصادر). جویدن لغام. || کنایه از سرکشی و نافرمانی کردن باشد. (برهان). مقابل لگام لیسیدن. (آنندراج): هر کجا با تیغ چونان شد چنین کلکی معین چرخ در فرمانبری حاشا اگر خاید لگام. انوری لاجرم در زیر ران رای تو ابلقش اکنون همی خاید لگام.انوری. فراختر مطلب عرصهٔ سخن در خشم ستاده توسن طبعم لگام میخاید. میرزا محمدتقی صاحب دیوان (در تهدید از هجو). و رجوع به مجموعهٔ مترادفات ص ۲۱۲ شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید