معنی واژه لک و لک
4 بازدید
[ لِ کْ کُ لِ ] (اِ صوت) حکایت آواز و صوت کفش آنکه آهسته و پیوسته رود. - لک و لک افتادن؛ به این در و آن در یا لک و لک راه افتادن. یا لک و لک توی عالم و دنیا راه افتادن. بی سبب و غرض و فایدتی با دست تهی روی به قصدی آوردن: لک و لک راه افتاده ای که چه؟