معنی واژه لژ
4 بازدید
[ لُ ] (فرانسوی، اِ) کلبهٔ کوچک. کلبهٔ هیزم شکنان مقیم جنگل. آلونک. خانهٔ کوچک صحرائی. || در اصطلاح جایی خاص باشد در تماشاخانه ها که در آن نشسته بازی تماشاگران (کذا) را معاینه کنند. (آنندراج از مسافرت نامهٔ شاه ایران). - لژ سینما یا تآتر؛ جایگاههای خاص مجزّی از یکدیگر برای تماشاگران دارای یک یا چند صندلی. || در فراماسونری هر شعبه بنام لژ خوانده شود و در کشورهای بزرگ که شمارهٔ اعضا بسیار است بیش از یک لژ وجود دارد.[ لُ ] (اِخ) (لِ ...) دستهٔ ۵۲ تصویر منقوش بر دیوار از رافائل نقاش معروف و بهترین شاگردان وی در تالارهای (لژها) مشرف به صحن سن داماس در واتیکان نمودار وقایع مهمهٔ تاریخ مقدس از خلقت عالم تا آخرین شام مسیح (سن).