معنی لچک
6 بازدید
[ لَ چَ / لَ چْ چَ ] (اِ) چارقد خرد سه گوش که زنان و اطفال بر سر پوشند. چارقد خرد. چارقد کوچک. مقنع کوچک. پارچه ای چهارگوشه که دو تا کرده سه گوشه بر سراندازند و دو سرش زیر گلو بسته شود. پارچه ای باشد مربع که زنان هر دو گوشهٔ آن را بر بالای هم اندازند بعنوانی که مثلث شود و آن تکلفات بسیار کنند از کشیده دوزی و گلابتون دوزی و جواهر نیز در آن بدوزند و بر بالای سر آغوج بگذارند و بر سر بندند چنانکه دو گوشهٔ آن در زیر حنک و چانهٔ ایشان بسته شود و مضبوط گردد. (برهان). صاحب غیاث اللغات گوید:... لفظ ترکی است به معنی معجر و روپاک مربع که در آن تکلفات بکار برند. (غیاث). کلوته : آنکه مردانگی بود کارش (؟) لچک قحبه به ز دستارش. میریحیی شیرازی (آنندراج). وفا از زن طلب کردن ز نامردی بود یحیی نمی بینی که چرخ از ماه بر سر لچک دارد. میریحیی شیرازی.
کلمات همقافیه با «لچک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چک» برای سرودن شعر