معنی لپه
7 بازدید
[ لَ پْ پَ / پِ / لَ پَ / پِ ] (اِ) هر یک از دو قسمت بعض حبوب چون نخود و لوبیا و غیره بطور عموم و نخود سیاه بالخصوص. فلقة. پوست کنده و دونیم شدهٔ نخود سیاه. - لپه باقلا؛ باقلای پوست کنده و دو نیمه شده. - لپهٔ نخود؛ هر یک از دو قسمت پوست کنده و جدا شدهٔ نخود. || هر یک از دو نیمهٔ تنهٔ درخت که از درازا برند. || برگهای اولیهٔ نبات پس از ایجاد ساقهٔ اولیه نبات جدید در جنین نباتی. وجود تعداد این لپه ها مایهٔ امتیاز نباتات دولپه ای از یک لپه ای است. (گیاه شناسی ثابتی ص ۵۰۸). || صاحب آنندراج گوید: موج و با لفظ زدن مستعمل. میرزا طاهر وحید راست در تعریف نخودپز: ز سوز دل خود نیایم بخود چو دریا زند لپه این یک نخود. و احتمالاً در این معنی دگرگون شدهٔ لَپّر باشد. رجوع به لپر زدن شود.
کلمات همقافیه با «لپه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «په» برای سرودن شعر