معنی لپان
5 بازدید
[ لِ ] (ص) مضی ء. فروزان چون آینه و تیغ و غیره. (لغت نامهٔ اسدی). درخشنده و تابنده و به این معنی بجای حرف ثانی با «ی» حطی هم آمده است یعنی لیان. (برهان). و شعر ذیل فرخی را بعض لغت نامه ها برای لیان بشاهد آورده اند: گردون ز برق تیغ چو آتش لپان لپان کوه از غریو کوس چو کشتی نوان نوان. فرخی.
کلمات همقافیه با «لپان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر