معنی لپ
5 بازدید
[ لُ / لُ پ پ ] (اِ)کپ (در تداول خانگی). هر یک از دو پاره گوشت دو سوی دهان که فک اعلی را به اسفل متصل کند. دو سوی دهان از برون سوی. دو طرف دهان از سوی بیرون که چون باد در دهان انباری از دو سوی برآمدگی پیدا کند. آن قسمت از دهان که چون پرکنی برآمده شود. در تداول عوام کپ و آن عضله ای باشد که بر دو سوی دهان است میان فکّ اعلی و اسفل و آن را از بیرون و از درون هر دو لپ گویند. هر یک از دو عضلهٔ جانب راست و جانب چپ دهان. جوف دهان میان دندانهای طرف راست یا چپ و گونه. غپ. غُنب (در لهجهٔ قزوین): خضم، دو لپی خوردن یعنی با دو سوی درونی دهان خوردن : من کنم پیش تو دهان پرباد تا زنی بر لپم تو زابگری.رودکی. - آلو در لپ آغوندن، یا کنج لپ آغوندن؛ خیس کردن یکسوی درونی دهان. - زابگر بر لپ کسی زدن؛ لپق زدن.[ لَ ] (اِ) لقمهٔ کلان. تکهٔ بزرگ. (برهان). || در لغت نامهٔ اسدی این صورت را آورده و بدان معنی کاج و سیلی داده است با شاهد ذیل : رویش نبیند ایچ و قضا را چو بیندش بامش بر آستین و لپش بر قفا زند.خطیری. ولیکن بی شک این کلمه لت است نه لپ. صاحب برهان این معنی را به لب با بای موحده میدهد.
کلمات همقافیه با «لپ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لپ» برای سرودن شعر