معنی لوکه
5 بازدید
[ کَ / کِ ] (اِ) مطلق آرد را گویند، خواه آرد گندم باشد و خواه آرد غیر گندم. || آردی را نیز گویند که گندم و نخود و آنچه از آن آرد کرده باشند بریان کرده باشند. (برهان). آرد. پِسْت. (جهانگیری): من که مهر تو از خدا خواهم کاروان کرنج و لوکهٔ قند تا کیم دفع عشوه خواهی داد چند از این انتظار آخر چند. کمال اسماعیل. || پنبه که پنبه دانه از او جدا کرده باشند و هنوز حلاجی نشده باشد. || آواز گربه. || نالهٔ سگ. (برهان). زوزه.
کلمات همقافیه با «لوکه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «که» برای سرودن شعر