معنی لوچه
6 بازدید
[ لَ / لُو چَ / چِ ] (اِ) لب سطبر یا سطبر شده به علت خشم یا اندوه. لنج. مَشفر (در شتر). لوشه. لفج. - لب و لوچه؛ از اتباع. رجوع به مدخل لب و لوچه شود. - لوچه اش آویزان بودن؛ عدم رضایت با چهره ای عبوس نمودن.
کلمات همقافیه با «لوچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر