معنی لوغ
7 بازدید
[ لَ ] (ع مص) در دهان گردانیدن، پس انداختن چیزی را. || درپیوستن به کسی و لازم گرفتن او را. (منتهی الارب).(اِ) بام غلطان. (فرهنگ نعمةاللََّه).(اِمص) لوغیدن. دوشیدن بود به عبارت (به زبان) ماوراءالنهر. (فرهنگ اسدی چ پاول هورن). و در نسخهٔ خطی همین فرهنگ که نزد من است و متعلق به مرحوم محمدباقر میمندی خسروی بوده مینویسد: لوغ و لوغیدن دوشیدن و آشامیدن بود به زبان ماوراءالنهر و در برهان قاطع برآشامیدن «و ریختن» هم اضافه می کند و در فرهنگ شعوری و سروری مینویسد: «و می لوغد یعنی می آشامد» و فرهنگ سروری میگوید در مؤید و فرهنگ و زفانگویا، به معنی آشامنده و دوشنده نیز آمده و معنی اخیر را برهان نیز دارد و در فرهنگ نعمةاللََّه اضافه می کند: طام یواغی، یعنی شول طشدر که دُرّ طاملر او زرنده طپرغن دُز ایدرلر و شاهد در فرهنگها عموماً به تقلید فرهنگ اسدی شعر منجیک است : من ز هجای تو باز گشت [ بود ] نخواهم تات فلک جان و خواسته نکند لوغ. ولی من نمیدانم این کلمه در این شعر چگونه معنی دوشیدن یا آشامیدن میدهد!؟
کلمات همقافیه با «لوغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وغ» برای سرودن شعر