معنی لوطی

معنی لوطی

5 بازدید
(ص) منسوب به قوم لوط. لاطی. لواطه کار. غلامباره. کودک باز. (غیاث). هرزه کار و قمارباز و شراب خواره. (غیاث از چراغ هدایت). بی باک و نامقیدی که هندیان بانکا گویند. (غیاث از مصطلحات). رند و حریف و شوخ و بی باک و شلتاق که در هندوستان آن را بانکا گویند و رسم است که هر لوطی ولایتی به یکی از سلاطین و امرا منسوب میباشد، مثلاً گویند فلان لوطی بهمان امیر است یا لوطی فلان پادشاه است. مردیکه بز، میمون و خرس رقصاند با نواختن تنبک و خواندن شعرهای زشت. اصل این کلمه ممکن است منسوب به لوط نبی و مراد صاحب عمل غیرطبیعی قوم او بوده و سپس از آن معنی به معانی دیگر نقل شده باشد و این بعید است و ممکن است با تاء منقوطه بوده است که معنی اولی آن شکم خواره و مانند آن است و سپس معانی دیگر گرفته. و رجوع به الواط و لوتی شود: عمرو خلقان گر بشد شاید که منصور عمر لوطیان را تازید هم تاز و هم مکیاز بس. کسائی (از فرهنگ اسدی چ اقبال ص ۱۸۶). در بلخ ایمنند ز هر شری می خوار و دزد و لوطی و زن باره. ناصرخسرو. ... به گرو کردن با لوطیان باید پرسید از اهل بصر تا ز خرد باشد یا از سفه تا بود از آهو یا از هنر.سوزنی. کنده ای را لوطیی در خانه برد سرنگون افکند و در وی می فشرد ... گفت لوطی حمد للََّه را که من بد نیندیشیده ام با تو به فن.مولوی. گفت شوهر را که ای مأبون رد کیست آن لوطی که بر تو می فتد.مولوی. همچو لوطی کاسه گردانا.(عبید زاکانی). - لوطی اللهی؛ لوطی خدائی. رجوع به مدخل لوطی اللهی در ردیف خود شود. || سخی. بخشنده. جواد. جوانمرد. مقابل پینتی. مردی راست گو و درست و بذال و آزاده و جوانمرد. صاحب مروت: نالوطی؛ ناجوانمرد. ج، لوطیون. (مهذب الاسماء). لوطیان : خَرِ مرکوب لوطیان قدیم بی جو و جفر و جوبه و شلماب.سوزنی. خرسواران لوطیش کردند پای بی پنجه در دهان رکاب. سوزنی.

کلمات هم‌قافیه با «لوطی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «طی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید