معنی لوشه
4 بازدید
[ شَ ] (اِخ) لوجه. نام شهری از شهرهای اندلس. شهری از اعمال غرناطه به اسپانیا. غرب بیره و پیش از قرطبه و میان آن دو بیست فرسنگ فاصله باشد. و میان آن و غرناطه ده فرسنگ و آن شهری پاکیزه است بر ساحل نهر سنجل، نهر غرناطه. (از معجم البلدان). الاسپانیول یقولون لوجه و یسمونها به سان فرنسیسکو موقعها جمیل فی سفح جبل علی الضفة الجنوبیة من نهر شنیل و کانت اعمر مما هی الآن فی ایام العرب و کان یقال ان لوشه و الحمة هما مفتاحا غرناطة و قد استولی فردیناند و ایزابله علی لوشه بمساعدة جیش من الانگلیز و ذلک سنة ۱۴۸۸ و لاتزال فی لوشة بقایا آثار العرب. (الحلل السندسیة ج ۱ ص ۱۲۹، ۱۸۹ و ۲۰۵ و ج ۲ ص ۳۲۹).[ لَ / لُو شَ / شِ ] (اِ) لُنج. جحفلة. لویشه. لبیشه. لب حیوان و به طور مزاح لب انسان. لُنج. لَفج. لب ستبر. لَفچ.
کلمات همقافیه با «لوشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر