معنی لوشن
6 بازدید
[ شَ ] (اِ) لَجن. لَژن. لوش خره. گل تیرهٔ بن آبها و تالابها. گل سیاه که در بن حوضها و ته جویها به هم رسد. (برهان): نهالی به زیرش ز لوشن بُدی ز بر چادرش آب روشن بُدی.اسدی.
کلمات همقافیه با «لوشن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شن» برای سرودن شعر