معنی لوس کردن
5 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) (... بچه را) ننر کردن. لوس بارآوردن. - خود را لوس کردن؛ لوس شدن. ننر شدن.
کلمات همقافیه با «لوس کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر