معنی لوسانه
5 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ) چاپلوسی. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). چاپلوسی کردن و فروتنی و تملق نمودن باشد. (برهان). چاپلوس بودن، یعنی فریفتن به گفتار خوش و بی اندازه فروتنی کردن. (اوبهی). چاپلوسی کردن باشد. (صحاح الفرس). به فریب. و در بیت کسائی و در بیت شاعر بی نام مذکور در لغت نامهٔ اسدی که ذیلاً بیاید همین معنی را میدهد. به چاپلوسی. فریفتن به فروتنی و چرب زبانی. (فرهنگ اسدی نخجوانی): اجل چون دام کرده گیر پوشیده به خاک اندر صیاد از دور نک دانه برهنه کرده لوسانه. کسائی. - لوسانه کردن؛ فریب دادن. دروغ گفتن : فعل تو چو می دانم لوسانه مکن بیهوده مگو و خلق دیوانه مکن. ؟ (از لغت نامهٔ اسدی).
کلمات همقافیه با «لوسانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر