معنی لوزة
5 بازدید
[ لَ زَ ] (ع اِ) یکی لوز. یک بادام. (منتهی الارب). || هر یک از دو برآمدگی بادام شکل درون گلو. و رجوع به لوزتان و لوزتین شود.[ زَ ] (اِخ) بنت عبداللََّه. محدثة سمعت خطیب المزة و ابن الخیمی و ابن الانماطی و حدثت. و توفیت فی ذی القعدة سنة ۷۲۵ هجری و قد جاوزت الخمسین. (اعلام النساء ج ۳ ص ۱۳۶۴).[ لَ زَ ] (اِخ) برکه ای است بین واقصة و قرعاء بر طریق بنی وهب و قباب ام جعفر. در نه میلی قرعاء و آنجا هم برکه ای است اسحاق بن ابراهیم رافعی را بر یازده میلی لوزة. (از معجم البلدان) یاقوت گوید: تردید دارم که لوزة با راء مهمله است یا با زاء یک نقطه.
کلمات همقافیه با «لوزة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زة» برای سرودن شعر