معنی لوریان
6 بازدید
(اِخ) نام بندر نظامی شهری در ایالت مربیهان به فرانسه. رجوع به لُریان شود.(اِخ) جِ لوری. قومی صحرانشین که اکثر ایشان راهزن باشند و بازیگری به کوچه ها و سرائیدن نیز پیشه دارند و به مهره های بلور نیز بازی کنند و بلور لوریان کنایه از پیالهٔ بلور است. (غیاث) (آنندراج): این زند بر چنگهای سغدیان پالیزبان وآن زند بر نایهای لوریان آزادوار. منوچهری. کف در آن ساغر معلق زن چو طفل غازیان کز بلور لوریانش طوق و چنبر ساختند. خاقانی. رجوع به لوری و لولی شود.
کلمات همقافیه با «لوریان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر