معنی لوده
8 بازدید
[ لَ / لُو دَ / دِ ] (ص) مزاح. چکه. سخت چکه. خوش طبع. دَعّابه. آنکه سخنان خنده آور گوید برای لذت خویش و دیگران. بخلاف مسخره که برای دیگران گوید تا چیزی بدو دهند. سخت مزاح. شوخ و مزّاح که هیچگاه مزاح او زننده نیست و برای خوشی خود مزاح کند. کلمهٔ لوده بیشتر در صفت زنان و چکه در مردان مستعمل است. || بددهن. فحاش (از لغت گناباد خراسان). || (اِ) سبد دراز که بر پشت گیرند و بر اسب و خر نیز بار کنند و آن را گواره نیز گویند. (آنندراج). سبدی باشد دراز که میوه در آن کنند و بر پشت گرفته به جاها برند و دو تای آن را بر چاروا بار کنند. (برهان). گواره. سبد بزرگ که در آن میوه ریزند: العیاذ باللََّه گوده ملا که لودهٔ خداست. (از نامهٔ قائم مقام فراهانی از سبک شناسی ج ۳ ص ۳۵۴).[ دَ / دِ ] (اِ) تریدی از خردهٔ نان خشک و سبوس که گاو را دهند. تریدی از نان و سبوس نوالهٔ گاو را. || میوه داری است میوهٔ آن به رنگ و طعم گیلاس و از میوهٔ گیلاس خردتر است. آن را شربتی نیز گویند.
کلمات همقافیه با «لوده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر