معنی لوح پا
5 بازدید
[ لَ / لُو حِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) پاافشار و آن دو تختهٔ کوچک باشد که بافندگان و جولاهگان چون پای راست بر یکی افشارند نیمی از رشته ها پایین رود و چون پای چپ را بر دیگری افشارند نیم دیگر. (برهان): به لوح پای و به پاچال و قرقره و بکره به نایژه به مکوک و به تار و پود ثیاب. خاقانی.
کلمات همقافیه با «لوح پا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پا» برای سرودن شعر