معنی لوح طلسم
5 بازدید
[ لَ / لُو حِ طِ لِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) صفحهٔ مس یا برنج و یا کاغذ و غیره که در آن وجه گشادن طلسم و حقیقت آن کنده و یا نوشته و پنهان کرده باشند. (آنندراج). لوحی باشد که طریق گشادن طلسم بر آن تحریر کرده در میان طلسم تعبیه کنند. (غیاث): ز بس غبار کدورت ز آسمان دیدم به زیر خاک چو لوح طلسم پیچیدم. شفیع اثر.
کلمات همقافیه با «لوح طلسم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سم» برای سرودن شعر