معنی لوح دیوان
5 بازدید
[ لَ / لُو حِ دی ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) لوحچه که بر سر دیوان ها از طلا یا از رنگ سازند. (آنندراج): بس که دارد طبع ارباب سخن افسردگی میدهد هر لوح دیوان یاد از لوح مزار. شفیع اثر.
کلمات همقافیه با «لوح دیوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر