معنی لوثة
5 بازدید
[ لَ ثَ ] (ع اِ) گلولهٔ لته که به آن بازی کنند. || (اِمص) سستی. || آهستگی و درنگی. || فروهشتگی. || گولی. || نوعی از جنون. (منتهی الارب). دیوانگی : از سر شَطارت و لوثت طبع حرکات نامتناسب میکرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۴۰). || افزونی گوشت و پیه. (منتهی الارب). - ناقة ذات لوثة؛ ناقهٔ بسیار گوشت و پیه. || برانگیختن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «لوثة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثة» برای سرودن شعر