معنی لوبة
4 بازدید
[ بَ ] (ع اِ) گروهی که با گروه دیگر باشند و در مشورت امری شریک نشوند. || سنگلاخ. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). سنگستان سنگ سیاه. (منتخب اللغات). ج، لوب. || سیاهان. الواحد لوبی. (مهذب الاسماء). ابوعبیدة گوید: لوبة و نوبة بالضم فیهما، الحرّة و هی الارض التی البستها حجارة سود منه قیل للاسود و کذا نوبی ای منسوب الیها. (منتهی الارب).[ بَ ] (اِخ) موضعی است به عراق از سواد کسکر بین واسط و بطائح. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «لوبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر