معنی لواسان
4 بازدید
[ لَ ] (اِخ) ناحیتی از توابع ایالت تهران و دارای معدن زغال سنگ، واقع در شمال رود جاجرود و از شعب این رود نیز مشروب می شود. آب و هوای آن معتدل و آبادیها در دره های کوه لواسان قرار گرفته است و به دو قسمت، لواسان کوچک و بزرگ منقسم می گردد. مرکز لواسان کوچک قصبهٔ افجه و مرکز لواسان بزرگ قصبهٔ قدیمی لواسان است. بدین ناحیه لواسانات نیز گویند. (از جغرافیای سیاسی کیهان).[ لَ ] (اِخ) نام قصبهٔ قدیم، جزء دهستان حومهٔ بخش افجهٔ شهرستان تهران. واقع در ۱۵هزارگزی خاور گلندوئک و ۹هزارگزی شمال راه شوسهٔ تهران به دماوند. کوهستانی و سردسیر. دارای ۱۸۵۲ تن سکنه. آب آن از چشمه سار و رودخانهٔ لواسان. محصول آنجا غلات، بنشن و میوه. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو و چندین مزرعه و چشمه سار جزء این قصبه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ لَ ] (اِخ) رواسان. دهی از دهستان سردرود بخش اسکو از شهرستان تبریز واقع در شانزده هزارگزی شمال خاوری اسکو در مسیر شوسهٔ تبریز به مراغه مسیر راه آهن تبریز به مراغه. جلگه و معتدل. دارای ۲۵۳ تن سکنه. آب آن از چشمه و چاه. محصول آنجا غلات، کشمش، بادام و کنجد. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «لواسان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر