معنی لواحق
6 بازدید
[ لَ حِ ] (ع ص، اِ) جِ لاحق. ملحقات. پیوستها به دنبال چیزی. (منتخب اللغات). || جِ لاحقة: و بر آنجمله که در احیای سوابق معدلت امیر عادل ناصرالدین... سعی نمود تا آن را به لواحق خویش بیاراست. (کلیله و دمنه). گمان نمی باشد که شنزبه سوابق تربیت را به لواحق کفران خویش مقابله روا دارد. (کلیله و دمنه). به قضاء سوابق حقوق نعمت ملک رضی نوح و لواحق امیر ابوالحرث که سلالهٔ ملک و وارث تاج و تخت اوست ایستاده ایم. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). آنچه طرف ختای است به صاحب محمود یلواج که سوابق بندگیها به لواحق هواداری مقرون گردانید. (جهانگشای جوینی). || در اصطلاح منجمان، عبارت است از خمسهٔ مسترقه و آن پنج روز از سال اصطلاحی است و بیان آن در لفظ سنه بگذشت. (کشاف اصطلاحات الفنون).
کلمات همقافیه با «لواحق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حق» برای سرودن شعر