معنی لوائی

معنی لوائی

6 بازدید
[ لَ ] (اِخ) مشهور به بابا سلطان قلندر. اصلاً از مردم قم است. در عهد شاه عباس ماضی در تکیهٔ حیدری خانهٔ چهارباغ اصفهان پوست نشین بوده، مثنویی دارد که این دو بیت از اوست: عربی در میان مکه و شام کسب اسباب مینمود مدام بهر تحصیل مال و کسب هنر از حضر رخت بست سوی سفر. (از قاموس الاعلام ترکی).
[ لَ ] (اِخ) از مردم سبزوار. در عهد اکبرشاه به هندوستان رفت و مورد اکرام و احسان او واقع شد. وی در ۹۷۹ هـ . ق. درگذشت. این بیت او راست: در پیش غیر از آن نکنم گفتگوی تو تا جای در دلش نکند آرزوی تو. (از قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «لوائی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ئی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید