معنی لهنه
6 بازدید
[ لَ نَ / نِ ] (ص) ابله. احمق. نادان. (از برهان). گول. همان لهبله است. (انجمن آرا). || (اِ) سنگ. (برهان). حجر.[ لُ نِ ] (اِخ) نام دهی جزء دهستان طارم بالا بخش سیردان شهرستان زنجان واقع در ۳۳هزارگزی شمال باختری سیردان و نه هزارگزی راه عمومی طارم. کوهستانی و سردسیر. دارای ۱۵۴ تن سکنه. آب آن از فاضلاب رود زرده. محصول آنجا غلات، فندق و گردو. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو و صعب العبور است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «لهنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر