معنی لهنة
6 بازدید
[ لُ نَ ] (ع اِ) ناشتاشکن. (منتهی الارب). نهاری. (زوزنی). نیم چاشت. چاشتی بامداد. (زمخشری). لقمةالصباح. زیرقلیانی. دهان گیره. دهن گیره. ناشتائی. صبحانه. ماحضر. صاحب آنندراج از شرح مقامات حریری نقل کند به معنی طعام قلیل که به زودی پیش مهمان نهند تا بدان شغل کند قبل از غذای ضیافت. || هدیه ای که مسافر آورد. سوغات. ره آورد. راه آورد. ارمغان. ج، لهن.
کلمات همقافیه با «لهنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر