معنی لهف
7 بازدید
[ لَ ] (ع اِ) دریغ و آن کلمه ای است که بدان حسرت خورند بر گذشته و فوت شده. لهفة. (منتهی الارب). حزن و تحیر. (بحر الجواهر). حزن. اندوه. (از حاشیهٔ مثنوی): او سگ فرّخ رخ کهف من است بلکه او هم درد و هم لهف من است.مولوی. سیصدونه سال آن اصحاف کهف پیشتان یک روز بی اندوه و لهف.مولوی.[ لَ هَ ] (ع مص) اندوهگین گردیدن. || دریغ خوردن. (منتهی الارب). حسرت خوردن. (تاج المصادر). ارمان خوردن. (زوزنی) (دهار).
کلمات همقافیه با «لهف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هف» برای سرودن شعر