معنی لهط
7 بازدید
[ لَ ] (ع مص) طپانچه زدن کسی را. || تیر انداختن بر کسی. || دوختن جامه. || بر زمین زدن کسی را. || زادن مادر فرزند را. || آب زدن زن شرم خود را. (منتهی الارب). || لهط الشی ءَ؛ ای اکله بسرعة و شراهة. (دزی).
کلمات همقافیه با «لهط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هط» برای سرودن شعر