معنی لهر
5 بازدید
[ لِ هِ ] (اِخ) ده کوچکی از دهستان دلارستاق بخش لاریجان شهرستان آمل، واقع در ۲۵هزارگزی شمال رینه. دارای ۲۰ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).[ لَ هَ ] (اِ) میخانه و شراب خانه را گویند. (برهان). شرابخانه باشد، زیرا له شراب باشد. میکده. || قحبه خانه. (جهانگیری) (برهان). صاحب انجمن آرا گوید: ... و به معنی قحبه خانه گفته اند و معنی اول (شرابخانه) اصحست. (انجمن آرا). || به زبان هندی موج آب باشد. (برهان). || چاقی بی اندازه و گوشت پوک و خالی و پر از باد را گویند (در تداول عامهٔ خراسان). کف (در تداول مردم قزوین).
کلمات همقافیه با «لهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر