معنی لهد
5 بازدید
[ لَ ] (ع ص) مرد گران سنگ و ناکس کندخاطر افسرده درون بددل. || (اِ) شکافتگی سینهٔ شتر از آسیب و مانند آن. || آماس چنبر ستور. || بیمارئی است در پای و ران مردم شبیه شکافتگی و کفتگی. || گرانی بار. (منتهی الارب). || (مص) گران کردن بار کسی. (تاج المصادر). گرانبار کردن کسی را. (منتهی الارب). گران شدن بار چیزی. (منتخب اللغات). گران شدن بار بر آبستن. (زوزنی). || در سختی و تعب انداختن ستور را. (منتهی الارب). لاغر کردن چارپا. (منتخب اللغات). || به کار کشت داشتن ستور را. || خوردن یا لیسیدن چیزی را. || در بن پستان و بیخ شانهٔ کسی زدن. || درخستن به دست. || سپوختن به خواری. (منتهی الارب). || دفع کردن. (منتخب اللغات).
کلمات همقافیه با «لهد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هد» برای سرودن شعر