معنی لهبله
5 بازدید
[ لَ بَ لَ ] (ص) ابله. نادان. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). مُصحف کهبله است. (به ضبط صحاح الفرس). احمق. (برهان): گر نه ای لهبله چرا گشتی به در خانهٔ رئیس خسیس.بهرامی.
کلمات همقافیه با «لهبله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر