معنی لهامیم
5 بازدید
[ لَ ] (ع ص، اِ) جِ لهموم. سادات. بزرگان: یمشون فی حلق الماذی سابقةً مشی الضراغمة الاسد اللهامیم. (اسماعیل بن یسار).
کلمات همقافیه با «لهامیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر