معنی واژه لنگ و لوک
5 بازدید
[ لَ گُ ] (ص مرکب، از اتباع) لنگ آن است که پای او معیوب باشد و لوک آنکه بهر دو کف دست و زانو راه رود. (حاشیهٔ مثنوی): در چنین بند لنگ مانده و لوک در چنین سمج کور گشته و کر. مسعودسعد. با سر پوشیدگان درگاه، درکله مصاف پیوستن کار لنگان و لوکان و بی فرهنگان است. (مقامات حمیدی). خمخانهٔ خر سرای خر پیر نه راه بری نه بار برگیر زین لاشه و لنگ و لوک پیری از دم تا گوش مکر و تزویر.سوزنی. لنگ و لوک و چفته شکل و بی ادب سوی او می غیژ و او را می طلب.مولوی.