معنی واژه لنگ انداختن
6 بازدید
[ لُ اَ تَ ] (مص مرکب) عملی که مرشد در گود زورخانه کند جدا کردن دو کشتی گیر را از یکدیگر و این کلمه از گود زورخانه باب و متداول شده است، و آن چنان است که مرشد از جایگاه خویش لنگی گرد کند و بر سر دو کشتی گیر که گرم کشش و کوشش اند اندازد جدا کردن آن دو را به خوشی. || توسعاً به آشتی خواندن دو خصم. میانجی شدن. واسطهٔ ترک خصومت گردیدن. میانجی آشتی شدن. || در اصطلاح امروز، سپر انداختن. اظهار انقیاد کردن. تسلیم شدن.