معنی لنگکمر
6 بازدید
[ لِ کَ مَ ] (اِ مرکب) نام فنی از فنون کشتی که پای خود را در پای حریف بند کردن و زور بر کمرش آوردن است تا بر زمین افتد و با لفظ خوردن به معنی رسیدن زور و صدمه بر کمر و با لفظ زدن به معنی رسانیدن مستعمل است. (آنندراج): همه افتادهٔ اطوار توایم ای سرور میزند طور تو بر کوه و کمر لنگ کمر. میرنجات. شیطان نشد از تو گرچه مدبر لنگ کمری و سازد آخر. درویش واله هروی. افتاد ز صلب پاک اطفال زآن لنگ کمر بسی در اضلال. درویش واله هروی. گر شوکت بی ستون و گر الوند است لنگ کمری ز کوه تمکین تو خورد. محسن تأثیر.
کلمات همقافیه با «لنگکمر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر