معنی لنگر فروبردن
6 بازدید
[ لَ گَ فُ بُ دَ ] (مص مرکب) لنگر انداختن. || عمیق شدن : نیامد پلنگر که پژمرده بود به اندیشه لنگر فروبرده بود.نظامی.
کلمات همقافیه با «لنگر فروبردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر