معنی لنگر افکندن
6 بازدید
[ لَ گَ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) لنگر انداختن : به دریائی که همچون نوح من افکنده ام لنگر سفینه بر سر موجش بود تابوت ساحلها. محمدقلی بیک سلیم (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «لنگر افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر