معنی واژه لنجان
5 بازدید
[ لِ ] (اِخ) از توابع اسپاهان و دارای معدن نقره است. از بلوکات اسپاهان حد شمالی بزررود و ماربین، شرقی شهرضا و سمیرم سفلی و کراج، جنوبی چهارمحال و غربی کرون و فریدن می باشد. مرکز آن فلاورجان، عدهٔ قراء آن ۱۸۶، مساحت آن ۱۱۲ فرسخ، سکنهٔ آن ۸۴۲۷۷ تن و ناحیتی حاصلخیز است؛ آنجا برنج خوب به عمل می آید و گویند پشه بسیار دارد. (برهان). حمداللََّه مستوفی گوید: بیست پارچه دیه است گوناگون و قهدریجان و گلیشاد معظم قرای آن. (از نزهةالقلوب ص ۵۱). - امثال: مثل بوجارلنجان است، از هر طرف باد بیابد بادش میدهد؛ یعنی عقیدهٔ ثابتی ندارد و پیرو هر قوی و زورمندی است.