معنی واژه لنجآباد
4 بازدید
[ لَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان حسن آباد شهرستان سنندج واقع در ۲۶هزارگزی جنوب سنندج و پنج هزار گزی خاور شوسهٔ سنندج به کرمانشاه. دارای ۴۰ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ لَ ] (اِخ) دهی از دهستان مشگین خاوری بخش مرکزی شهرستان مشگین شهر (خیاو)، واقع در ۱۷هزارگزی جنوب خیاو و ۱۷هزارگزی شوسهٔ اردبیل به خیاو. جلگه، معتدل و دارای ۴۱۲ تن سکنه. آب آن از چشمه و رود انار. محصول آنجا غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ لَ ] (اِخ) دهی از دهستان بالک بخش مریوان شهرستان سنندج، واقع در ۶هزارگزی جنوب خاور دژ شاهپور و سه هزارگزی جنوب راه اتومبیل رو سنندج به مریوان. دامنه، سردسیر مالاریائی و دارای ۳۴۰ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات، حبوبات، لبنیات و توتون. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ لِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان ژان بخش دورود شهرستان بروجرد، واقع در ۹هزارگزی جنوب دورود، کنار راه مالرو و اندیکان به آب بید. دارای ۳۹ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).