معنی واژه لنبهسر
4 بازدید
[ لَمْ بَ سَ ] (اِخ) لمبه سر. لمبسر. لامسر. لنبسر. نام قلعتی مقرّ اسماعیلیان در رودبار قزوین. حمداللََّه مستوفی در ذکر رودبار گوید: رودبار ولایت است که شاهرود بر میانش گذرد و بدان باز میخوانند و در شمال قزوین بشش فرسنگی افتاده است و در آنجا قریب به پنجاه قلعهٔ حصین مستحکم است و بهترین آن قلاع الموت و میمون دز و لنبسر بوده... (نزهةالقلوب چ اروپا مقالهٔ سوم ص ۶۱). این قلعه را حسن صباح به سال ۴۹۵ هـ . ق. به دستیاری کیا بزرگ امید رودباری مستخلص ساخته بود و در لشکرکشی هلاکو برای قلع اسماعیلیان و منقاد ساختن رکن الدین خورشاه پس از یک سال مقاومت و به علت بروز وبا تسلیم شد و بقایای ویران آن هنوز برجاست. اینکه صاحبان فرهنگها لنبه سر را کوهی از مازندران دانسته و گفته اند که به منزلهٔ سرگردکوه سمنان است یا نزدیک آن، بر اساسی نیست، چنانکه صاحب آنندراج آورده است در عبارت ذیل: لنبه سر، نام کوهی است از مازندران که به منزلهٔ سرگردکوه است و مذکور شد که گرد [ کوه ] کوهی بود از ولایت دامغان که ملاحده در آنجا اجتماع داشتند و در طرف اعلای آن کوه برآمدگی بوده که به منزلهٔ سر آن کوه تصور میشود و چون لنبه به معنی فربه و گرد و مدور آمده آن کلهٔ کوه را لنبه سر میخواندند. لهذا پوربهای جامی در هجو کسی که عمارت بزرگ داشته، گفته است : ای ملحدی که بر سر چون گردکوه تو دستار شوخگین تو شد شکل لنبه سر. (از آنندراج). بکن گردکوه و دز لنبه سر سرش زیر گردان تنش را زبر. (از فرهنگ رشیدی).