معنی واژه لنبانی
4 بازدید
[ لُمْ ] (ص نسبی) منسوب به لنبان، محلتی از اصفهان. منسوب به باب لنبان که محلهٔ بزرگی است در اصفهان. (سمعانی).[ لُمْ ] (اِخ) رئیس ابوالفضل اصفهانی. رجوع به رئیس ابوالفضل و تاریخ گزیده ج ۱ ص ۵۲۰ شود.[ لُمْ ] (اِخ) رفیع الدین. از شعرای مشهور اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری ایران و اهل قریهٔ لنبان نزدیک اصفهان است. او را دیوانی است مرتب. این دو بیت از قصیده ای که در مدح فخرالدین زیدبن حسن الحسینی سرود، نقل میشود: جانا حدیث عشق ندانی کجا رسد هرگز بود که دولت وصلت مرا رسد من خود کیم که دولت وصلت طمع کنم اینم نه بس که دوری هجرت به ما رسد. (قاموس الاعلام ترکی). رجوع به رفیع الدین شود.