معنی واژه لنباندن
5 بازدید
[ لُمْ دَ ] (مص) (در تداول عوام) چیز نرم بزرگی را فروبردن. بلعیدن لقمهٔ نرم و بزرگ. با لقمه های بزرگ فروبردن. خوردن و فرودادن با ولع. با شره و حرص نیم خائیده فروبردن. لقمهٔ بزرگ را در یک سوی دهان تر کرده فروبردن. لنبانیدن.