معنی واژه لم زدن
3 بازدید
[ لَ زَ دَ ] (مص مرکب) واکشیدن و خوابیدن به فراغت. (برهان). خفتن به آسایش.[ لُ زَ دَ ] (مص مرکب) بسیار بودن و در آنجا جنبیدن مانند کرم و خاکشی در آب گندیده. وول زدن (در تداول مردم تهران).