معنی واژه لمنالملک
5 بازدید
[ لِ مَ نِلْ مُ ] (ع جملهٔ اسمیهٔ استفهامی) پادشاهی کِراست؟ کراست پادشاهی؟ اقتباس از آیهٔ شریفهٔ:{/B لِمَنِ اَلْمُلْکُ اَلْیَوْمَ لِلََّهِ اَلْوََاحِدِ اَلْقَهََّارِ.۱۰-۱۵۴۰:۱۶/}(قرآن ۴۰/۱۶): لمن الملک بخواندی تو امیرا به یقین یا قلیل الفئة کد زادوران لشکر کام.محمدبن وصیف سکزی. - کوس لمن الملک زدن یا لمن الملک زدن؛ دعوی پادشاهی جهان داشتن. دعوی مالکیت کردن : وقت است اگر زنم لمن الملک چون شبی تا روز در کنار من آخر مقام کرد. مختاری. آن دلبر عیار من ار یار منستی کوس لمن الملک زدن کار منستی.سنائی. کیست در این دستگه دیرپای کو لمن الملک زند جز خدای. نظامی (مخزن الاسرار ص ۳). نکند گوش به پیرایهٔ معزولی خط حسن غافل لمن الملک زنان است هنوز. صائب. خوش درآ می خور در قصر ملک خرم و شاد ز تکبر لمن الملک چه خوانی بر شاه.؟