معنی واژه لمزان
4 بازدید
[ لِ مَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای ششگانهٔ بخش بستک شهرستان لار، واقع در جنوب خاوری بخش و دامنهٔ جنوبی کوه ببیان. جلگه است و رود شور مهران از وسط آن جاری است. هوای آن گرم و خشک و آب مشروب از باران و آبیاری زراعت دهستان از چاه و چشمه است. محصولات آنجا غلات، خرما، تنباکو و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. این دهستان از شش آبادی تشکیل شده و نفوس آن در حدود دوهزار و مرکز دهستان قریهٔ لمزان و آبادیهای مهم آن انجیره و یدل است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ لِ مَ ] (اِخ) نام دهی مرکز دهستان لمزان بخش بستک شهرستان لار، واقع در ۷۲هزارگزی جنوب خاوری بستک، کنار راه شوسهٔ بستک به بندرلنگه. جلگه، گرمسیر و مالاریائی و دارای ۶۳۱ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصولات آنجا غلات و تنباکو. شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ لَ مَ ] (اِخ) (رودخانهٔ...) نامی که به قسمی از رودخانهٔ اسیر دهند، بدین ترتیب که رودخانهٔ اسیر که آبی شور دارد چون به صحرای گله دار رسد آن را رود شور گله دار نامند... و چون به قریهٔ کمشک رسد رودخانهٔ کمشک نامیده می شود و چون به قریهٔ هرنگ جهانگیریه رسد آن را رودخانهٔ شور هرنگ گویند و باز چون ده فرسخ بیشتر روی به مشرق رود و به قریهٔ لمزان جهانگیریه رسد آن را رودخانهٔ لمزان گویند، و آنگاه ده فرسنگ دیگر به سوی جنوب رود و در یک فرسنگی شرقی بندر کنگ از توابع بندر لنگه داخل خلیج فارس گردد. (از فارسنامهٔ ناصری).